بهترین برند سمعک گوش در دنیا کدام است؟ سوالی است که ذهن بسیاری از کم شنوایان را در انتخاب سمعک به خود مشغول می کند. بهترین برند سمعک در ایران برندهای خوبی مانند: فوناک (Phonak)، سیگنیا (Signia) (نام قبلی کمپانی زیمنس )، استارکی (Starkey)، سونیک (Sonic)، سمعک بلتون (Beltone)، ویدکس (Widex)، اتیکن (Oticon)، اینترتون (Interton)، ریساند ( Resound) و غیره وجود دارد. در چند سال اخیر تکنولوژِی مورد استفاده در سمعک ها تغییر کرده است و نسبت به گذشته دارای عملکرد بهتری هستند. با این نوع از سمعک ها که با استفاده از تکنولوژی روز دنیا ساخته شده است کم شنوایان می توانند در هر محیطی قرار گرفته و شنوایی بهتری داشته باشند. همه کمپانی ها سعی بر این دارند که در سمعک تولیدی، هر سال فناوری جدیدی را معرفی و بهترین برند سمعک را طراحی کند. فناوری استفاده شده در هر سمعکی با سمعک های دیگر فرق دارد. همچنین می توانید قیمت سمعک نامرئی هوشمند را در سایت تهران صفیر بیابید. برای آگاهی از سمعک ریک, به مراکز معتبر و تخصصی مراجعه کنید.

در بین بهترین سمعک های دنیا به طور مطلق نمی توان یه نوع سمعک را به عنوان بهترین مارک سمعک معرفی کرد چرا که هر سمعکی با توجه به فناوری استفاده شده در آن برای بهبود در شنوایی فردی با ویژگی های کم شنوایی مختص به آن فرد مورد استفاده قرارگیرد. در واقع برای هر فرد بر اساس نوع و میزان کم شنوایی که به آن مبتلا است سمعکی با ویژگی های خاص تجویز می شود. یا بهترین نوع سمعک برای کودکان کدام است؟ بنابراین بهتر است به جای سوال بهترین برند سمعک کدام است پرسیده شود بهترین سمعک گوش برای من کدام است؟ مطرح شود.
پاسخ به این سوال که بهترین برند سمعک کدام است؟ به اطلاعاتی نظیر میزان و نوع کم شنوایی، ابعاد و فرم گوش و نیاز شنیداری و همچنین میزان بودجه در نظر گرفته شده، نوع فعالیت یا حرفه، سلیقه فردی و سبک زندگی شخص. بنابراین لازمه بدست آوردن این اطلاعات مراجعه به مراکز شنوایی شناسی می باشد.
کلینیک مدرن ارزیابی شنوایی و تجویز تخصصی سمعک تهران صفیر واقع در خیابان شریعتی، قلهک با مدیریت مستقیم آقای دکتر ایوب ولدبیگی متخصص شنوایی، تعادل و تجویز بهترین مارک سمعک با استفاده از به روزترین دستگاه ها و متدهای علمی تجویز انواع سمعک حتی سمعک ضد آب و ارائه بهترین نوع سمعک برای کودکان واقع در تهران شمال (قلهک) آماده ارائه خدمات رسانی به شما هموطنان عزیز می باشد.
هر کسی به دنبال بهترین است! این ایده آل برای همه افراد وجود دارد و دوس دارند بهترین هر چیز یا وسیله ای را داشته باشند. بهترین مارک سمعک هوشمند نیز یکی از درخواست های اکثر افرادی است که دچار کم شنوایی هستند و از مشکلات آن رنج می برند. این افراد دوس دارند بهتر مارک سمعک هوشمند را استفاده کنند. هرچند این تمایل باعث می شود هزینه بالاتری را پرداخت کنند اما بسیاری این را می پذیرند. در حوزه سمعک نیز همین قانون حکم فرماست و برندهای مختلفی در سرتاسر دنیا هستند که به مبادرت به طراحی و تولید سمعک کرده اند. این از سال های قبل وجود داشته است. بهترین مارک سمعک هوشمند هم از بین همین برندها قابل تشخیص است. در ادامه این مقاله بهترین مارک سمعک هوشمند و نیز انواع مدل های حال حاضر دنیا ذکر می شود.
از متداول ترین پرسش های که در زمینه سمعک وجود دارد این است که بهترین سمعک دنیا کدام است؟ بهترین نوع سمعک برای کودکان کدام است؟ که البته پاسخ به این پرسش نسبی و سخت است چرا که سلیقه ها و نیز شرایط کم شنوایی در افرادی که دچار این اختلال هستند متفاوت است. هرچند مقایسه این مثال ممکن است اشتباه باشد اما برای تبیین پرسش مورد نظر کارساز خواهد بود اینکه بهترین ماشین دنیا کدام است؟! یا اینکه بهترین شهر دنیا کدام است؟ و مثال های بیشماری دیگری که می توان در این زمینه ذکر کرد. بر همین اساس می توان گفت برندهای مختلفی در دنیا وجود دارد که سمعک های بسیار متنوعی درست می کنند که هر کدام از این برندها در نوع خود مدعی هستند بهترین سمعک دنیا را می سازنند اما آنچه که مهم است این است که بالاترین رده سمعک هر برندی بهترین سمعک آن برند است و از بین کمپانی های مختلف نیز چندین برند در قسمت بالای جدول رقابتی بهترین سمعک دنیا قرار دارند. در ادامه مهمترین این سمعک ها با توضیح بیشتر بیان شده است.
بی شک یکی از کمپانی های بزرگ دنیا در زمینه محصولات کمک شنوایی زیمنس آلمان است. از بین در بین بهترین سمعک های دنیا بهترین نوع سمعک زیمنس نیز در طی سال های گذشته تغییر کرده است به طوری که از نسل تکنولوژی های به نام مایکان، باینکس، به سمت تکنولوژی های به روزتری به نام پرایمکس و ان ایکس رسیده است. اما در حال حاضر در سال اخیر یعنی ۲۰۲۱ بهترین نوع سمعک زیمنس سمعک های با نام اکسپرینس یا نسل ایکس به بازار آمده است. این سمعک ها علاوه بر تحلیل و پردازش صدا که در هر سمعکی اتفاق می افتد از تحلیل و پردازش نشانه های حرکتی نیز در نسل خود استفاده کرده اند که باعث شده است که این سمعک ها در هر حالتی حتی در حال حرکت نیز بهترین عملکرد را داشته باشند. این سمعک ها به صورت پشت گوشی ریک هستند و بهترین نوع سمعک برای کودکان نیز می باشند و به زودی در سایر مدل ها شامل داخل گوشی و نیز پشت گوشی های استاندارد نیز به بازار عرضه می شوند. برای آگاهی از سمعک ریک, به مراکز معتبر و تخصصی مراجعه کنید.

جالب است بدانید که هیچ سمعکی تا به کنون (۲۰۲۱) در ایران تولید نشده است. تمامی سمعک های که در داخل ایران تجویز می شوند از خارج از ایران و بیشتر از کشورهای اروپایی وارد می شوند. سمعک های وارد شده به صورت پشت گوشی آماده یا کیت داخل گوشی می باشند که پس از مرحله مونتاژ به صورت سمعک داخل گوشی به دست افراد می رسند. بنابراین بهترین برند سمعک در ایران همان بهترین برندهای هستند که در خارج از ایران تولید و به داخل وارد شده اند. توصیه می شود برای خرید بهترین برند سمعک در ایران به شرایط موجود و حاکم نیز توجه کنید چرا که اکثر سمعک ها نیاز به خدمات پس از فروش دارند و در صورتی که از وسایلی استفاده شود که تهیه لوازم جانبی آن با مشکل روبرو باشد در آینده تامین قطعات مشکل آفرین خواهد بود. هر چند سمعک های خوبی در ایران وجود دارد اما برای اینکه بهترین تجویز سمعک صورت گیرد لازم است تمام آیتم های مربوط به کم شنوایی و فردی که نیاز به سمعک دارد را در نظر گرفت و بهترین برند سمعک را برای ایشان در نظر گرفت.
نمیتوان گفت که کدام مارک یا برند سمعک نسبت به دیگر برند ها برتری دارد. در بین بهترین سمعک های دنیا اغلب شنوایی شناس ها شش نوع از بهترین برند سمعک را نسبت به دیگر برندها با کیفیت تر و بهتر می داند. البته هر کدام از برند های موجود دارای فن آوری های خاص خود هستند. اما این شش برند از جهاتی برتری بیشتر دارند:
در بین بهترین سمعک های دنیا این شش کمپانی به دلایلی مانند: رواج فرهنگ استفاده از سمعک، برپایی دوره های آموزشی برای شنوایی شناسانی که سمعک های این کمپانی ها را برای کم شنوایان تجویز می کنند، تحقیق و پژوهش در زمینه برای طراحی و ساختن سمعک هایی با عملکرد و کیفیت صدای بهتر.
شروع فعالیت این برند از کمپانی سمعک زیمنس آغاز می شود. در واقع بعد از اینکه ورنر ون زیمنس نوعی تلفن برای افراد با اختلالات شنوایی طراحی و تولید کرد این کمپانی را در سال ۱۸۷۸ پایه گذاری کرد. یکی از دلایل شهرت این برند تولید اولین سمعک دیجیتال پشت گوشی و همچنین سمعک وایرلس بود. اما در سال ۲۰۱۵ میلادی این کمپانی به به گروه سیوانتوس واگذار شد و آنها ژانویه ۲۰۱۶ سمعکی به نام سیگنیا تولید و روانه بازار کردند.

همچنین سمعک های : سمعک ادیوسرویس (Audio Service)، سمعک رکستون (Rexton)، سمعک اِیاِم (A&M) مربوط به این کمپانی می شود.
این کمپانی در سال ۱۹۴۷ در کشور سوئیس تاسیس گشت. مالکیت این کمپانی در حال حاضر به کمپانی سونووا تعلق دارد. این برند در زمینه تولید تجهیزات برای کودکان فعالیت دارد، همانند سمعک هایی از نوع پشت گوشی نایدا (Naida). ضمن اینکه این برند دارای شعار Life is On به معنای زندگی جاری است. همچنین دارای برندهای Unitron ،Phonak ،Lyric می باشد و در سال ۲۰۰۹ سمعکی را طراحی و تولید کرد که با پروتز کاشت حلزون گوش سازگاری دارد.

کمپانی سمعک استارکی در سال ۱۹۶۷ راه اندازی شد و دارای برندهای NuEar ، MICROTECH و Audibel نیز می باشد. سمعک های این کمپانی در زمینه های کاهش نویز نسبت به دیگر برندها سرآمد می باشد. همچنین این برند سالانه تعداد زیادی سمعک بیش از صد میلیون، به افراد مختلف از بزرگسال تا کودک ارائه کرده است.

این کمپانی هم در دانمارک و در سال ۱۹۵۶ پایه گذاری شد و اولین برندی بود که سمعک دیجیتال داخل گوشی را برای کم شنوایان طراحی کرد. ولی در حاضر مالکیت آن به متعلق برند های وسترمن و توفهلم می باشد. برند ویدکس از لحاظ کیفیت صدا بسیار شناخته شده می باشد. اخیرن سمعکی توسط این کمپانی ساخته شده است به نام سمعک Evoke که از فناوری Machine Learning در ساخت آن استفاده شده است. بعضی از مدل های سمعک Evoke برای گوشی های برند آیفون طراحی شده است.

این برند در ساخت سمعک همیشه دارای نوآوری بوده است. جزء اولین برندهایی بود که از سیستم (WDRC تراکم دامنه پویایی وسیع) و سیستم سمعکهای تجویز باز (open-fitting) در ساخت سمعک های تولیدی خود استفاده کرده است. این کمپانی در سال ۲۰۱۳ میلادی با فناوری وایرلس موفق به ساخت اولین سمعک ها برای آیفون (MFi) به اسم LiNX شد. همین امر موجب شد تحولی شگرف در ایجاد ارتباط بین گوشی موبایل و سمعک بوجود بیاید.
در بین بهترین سمعک های دنیا تازه ترین محصول تولیدی این کمپانی LiNX Quattro™ است که بدون نیاز به رابط برای اتصال به موبایل یا تلفن همراه و مجهز به سیستم عامل اندروید متصل می باشد. از دیگر شرکت هایی که متعلق به شرکت یا گروه جی اِن ریساند می باشد: اینترتون (Interton)، جبرا (Jabra)، بلتون (Beltone) که در زمینه ساخت هدست، هدفون، اسپیکر و میکروفون شهرت دارند. همچنین برای کسب اطلاعات بیشتر از قیمت سمعک می توانید به مقالات دیگر سایت مراجعه نمایید.

شخصیتی به نام هانس دمنت برای کمک به همسرش که دچار عارضه کم شنوایی بود کمپانی به نام اتیکن را در سال ۱۹۰۴ تاسیس کرد. بعد از گذشت چند سال این شرکت به پسرش واگذار شد در حال حاضر نیز در مالکیت هلدینگ ویلیام دمنت می باشد.
کمپانی سمعک اتیکن بزرگترین شرکت تولید کننده سمعک در سراسر دنیا می باشد. شعار این شرکت People First است و همچنین اولین شرکت سازنده سمعک دیجیتال Digifocus بوده است. حوزه فعالیت این شرکت هم اکنون شخصی سازی سمعک برای هر فردی به طور جداگانه می باشد. دلیل این امر این است که فرد کم شنوا طبیعی تر بشنود و برای شنیدن اصوات به تلاش کمتری احتیاج داشته باشد. نام این تکنولوژی BrainHearing نامیده شده است. اخیراً این کمپانی سمعکی به نام Opn S را طراحی کرده است که جزء اولین سمعک با قابلیت اتصال به اینترنت است. از دیگر برندهای مشابه با این شرکت برندهای سونیک (Sonic) و برنافون (Bernafon) می باشد که می توانید در نمایندگی سمعک برنافون با مشاوره رایگان اقدام به خرید نمایید.

کلینیک شنوایی سنجی و تجویز تخصصی سمعک تهران صفیر واقع در خیابان شریعتی، قلهک با مدیریت مستقیم آقای دکتر ایوب ولدبیگی در زمینه تجویز بهترین مارک سمعک (سمعک های برند اتیکن، ریساوند، ویدکس، فوناک، استارکی،سیگنیا یا زیمنس) و برطرف نمودن مشکلات افراد کم شنوا و ارائه مشاوره رایگان آماده خدمتگزاری به شما عزیزان می باشد.
کلام پایانی
بی تردید شمایی که مطلب بهترین برند سمعک را مطالعه کردید به دنبال بهترین نوع سمعک برای رفع کم شنوایی خود یا بهترین نوع سمعک برای کودکان یا عزیزانتان هستید. اما حقیقتا آنچه که باید به شما گفت این است که برای انتخاب مدل مناسب نیازمند مشاوره تخصصی سمعک از افراد کارشناس در این حوزه می باشید. ما در کلینیک تهران صفیر به صورت تمام وقت آماده پاسخگویی و مشاوره برای رفع نیاز شما عزیزان هستیم. درنگ نکنید و با استفاده از بهترین مدل سمعک های دنیا که در کلینیک تهران صفیر تجویز می گردد شنوایی از دست رفته خود را بازیابید. همچنین برای کسب اطلاع از انواع سمعک ها از جمله سمعک am به می توانید دیگر مقالات سایت تهران صفیر مراجعه نمایید.
سمعک دارای برندهای مختلف و سطح کیفیت متفاوت است. همچنین تفاوت در نحوه طراحی و کارایی آنها باعث می شود که هرنوع سمعک مناسب افراد خاصی باشد. بهترین مشاور در زمینه انتخاب سمعک مناسب پزشک متخصص است. اما آشنایی کلی درباره انواع سمعک و بهترین سمعک های موجود در بازار می تواند در انتخاب صحیح به شما کمک کند. در ادامه با بررسی سوالات متداول در زمینه انواع برند سمعک و خرید سمعک مناسب پرداخته می شود.
نمی توان به این پرسش به سادگی پاسخ داد دلیلش هم این است که برندهای زیادی وجود دارد که هرکدام ویژگی های منحصر به فردی دارند و نمی توان به سادگی یکی را از دیگری متمایز کرد.
از بین برندهای مختلف سمعک، برند سمعک زیمنس آلمان، برند اتیکن دانمارک، برند استارکی امریکا و فوناک سوئیس از بقیه سمعک ها به نظر می رسد عملکرد بهتری داشته باشند.
سمعک زیمنس آلمان یکی از قدیمی ترین برندهای سمعک است که بیش از ۱۴۰ سال قدمت دارد. سمعک های این برند آلمانی در استحکام و گستردگی تنوع سمعک ها زبانزد هستند.
سمعک های اتیکن دانمارک نیز جزو سمعک های رده اول دنیا محسوب می شود کیفیت بسیار بالا در سمعک های نسل جدید از خصوصیات این برند دانمارکی می باشد.
سمعک های استارکی که ساخته شده در آمریکا می باشند دارای عملکرد بسیار خوبی در درک گفتار خصوصا در محیط های شلوغ می باشند.
این برند سوئیس دارای طیف سمعک های گسترده ای است که در کنار سمعک های معمول، به صورت اختصاصی سمعک های مربوط به کودکان را تولید می کند. سمعک های سازگار با کاشت حلزون هم از دیگر سمعک های این برند است.
منبع:
https://tehransafir.com/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%85%D8%B9%DA%A9/
سمعک زیمنس Siemens نیز یکی از انواع سمعک می باشد در این مقاله به توضیح گروههای مختلف سمعک زیمنس و معرفی انواع تکنولوژی های موجود در این برند سمعک می پردازیم.
کمپانی زیمنس یکی از قدیمی ترین کمپانی های تولید کننده سمعک و تجهیزات شنوایی در آلمان می باشد. خوشبختانه سمعکهای برند زیمنس در ایران نمایندگی دارد و با ارائه طیف وسیعی از سمعک ها با تکنولوژی های مختلف کمک شایانی به برطرف کردن نیاز کم شنوایان عزیز می کند.
نام جدید سمعک زیمنس Siemens به سیگنیا تغییر یافته است. در واقع سمعک های سیگنیا همان برند قدیمی و معتبر زیمنس می باشند. برای آگاهی از قیمت سمعک زیمنس, به مراکز معتبر و تخصصی مراجعه کنید.

برای آشنایی با انواع سمعک زیمنس Siemens همراه متخصصین شنوایی سمعک ماندگار باشید.
سمعک زیمنس Siemens در 4 خانواده اصلی طبقه بندی می شود:
در زیر به توضیح ویژگی ها، تکنولوژی ها و تفاوت های ظاهری انواع سمعک ها در هر خانواده می پردازیم.
سمعکهای گروه X آخرین و جدیدترین نسل از سمعک های زیمنس یا همان سیگنیا می باشند که در دو گروه سمعک های قابل شارژ و سمعک های با باطری های غیر قابل شارژ، قابل استفاده هستند. از ویژگی های اصلی این گروه که در نسل های قبلی وجود نداشت، تکنولوژی سنسور اکوستیکی حرکتی می باشد.
با وجود این تکنولوژی در سمعک های رده X زیمنس یک صدای شفاف و واضحی برای فرد کم شنوا فراهم می شود زیرا این تکنولوژی محیط شنیداری فرد را حتی اگر در حرکت باشد اسکن می کند و پردازش صدا را با محیط های مختلف فرد انجام می دهد. سمعک های گروه X در سه سطح تکنولوژی 3، 5 و 7 قرار دارند.

طی تحقیقات دیده شده است که درصد زیادی از کاربران سمعک X زیمنس صدای طبیعی را در حین حرکت با این سمعک تجربه کردند سمعک های خانواده X زیمنس شامل:
هردو گروه از این سمعک ها از نظر شکل ظاهری از نوع سمعک RIC هستند، یعنی رسیور سمعک داخل گوش قرار می گیرد. برای مطالع بیشتر در ارتباط با ظاهر سمعک ها می توانید مقاله انواع شکل ظاهری سمعک را مطالعه نمایید.
این گروه از سمعک ها، محیط شنیداری را تحلیل و درک می کنند و پردازش صدا را بر طبق محیط شنیداری فرد انجام می دهند و تا حد خیلی زیادی صدای طبیعی گفتار را به فرد کم شنوا تحویل می دهند.
سمعکهای گروه X زیمنس شامل ویژگی های زیر هستند:
1 – قابلیت اتصال مستقیم به گوشی تلفن همراه را دارند در نتیجه شما مددجو عزیز میتوانید صدای مکالمه تلفن یا موسیقی تلفن خود را به طور مستقیم از داخل سمعک بشنوید.
2 – اتصال به اپلیکشن سیگنیا، شما مددجوی عزیز میتوانید با نصب اپلیکیشن سیگنیا روی تلفن همراه خود روی صدای سمعک کنترل داشته باشید و ولوم صدا را کم یا زیاد کنید و محیط شنیداری خود را انتخاب کنید
تفاوت سمعک Pure x charge & go و Pure 312 X این است که مدل Pure x charge & go باطری شارژی دارد و سمعک با شارژر قابل شارژ است، اما در مدل Pure 312 X باطری یک بار مصرف استفاده میشود.
سمعکهای گروه NX محصول سال 2017 میباشند و از نظر سطح تکنولوژی در سه سطح 3، 5 و 7 طبقه بندی میشوند. در این گروه از سمعکها از پلت فورم پردازشی NX استفاده شده است که ویژگی منحصر به فرد این تکنولوژی شامل:

گروه سمعک های NX از نظر شکل ظاهری در تمام سایزها موجود می باشند که شامل:
1- Pure NX
2- Motion 13 NX
3- Silk NX
4- Insio NX
سمعک Pure NX جز سمعک های RIC یعنی سمعک با رسیور در گوش و شامل چهار سایز:
در Pure10 NX باطری شماره 10 استفاده میشود و طراحی بسیار ظریفی دارد. برای آگاهی ازقیمت سمعک زیمنس, به مراکز معتبر و تخصصی مراجعه کنید.
در Pure312 NX باطری شماره 312 استفاده میشود.
در Pure13 NX باطری شماره 13 استفاده میشود.
در Pure charge & go NX باطری شارژی استفاده میشود.
کلیه سمعکهای گروه Pure NX قابلیتهای زیر را دارند:
سمعک پشت گوشی خانواده NX سیگنیا با نام motion 13 NX موجود است که برای این مدل سمعک باطری شماره 13 استفاده میشود در سه سطح تکنولوژی 3، 5 و 7 قرار دارد و تا کمشنوایی شدید را پوشش میدهد. قابلیت اتصال به اپلیکیشن سیگنیا را دارد و قادر به ارتباط بیسیم دو سمعک با هم در تجویز سمعک به صورت دو گوشی میباشد.
سمعکهای Silk NX در خانواده سمعک نامرئی قرار دارد و در سه سطح تکنولوژی 3، 5 و 7 طبقه بندی میشوند.
از ویژگیهای سمعک Silk NX شامل:
سمعک Insio NX سیگنیا از نظر ظاهری در گروه سمعکهای داخل گوشی قرار دارد و در دو گروه سمعک CIC و سمعک IIC قرار دارد. یک سمعک نامرئی اما صدای بسیار طبیعی و درک گفتار فوق العاده را برای کاربر ایجاد میکند. از ویژگیهای منحصر به فرد این گروه:
سمعک پرایمکس سیگنیا یا همان زیمنس محصول سال 2016 میباشد که از پلت فورم Primax star در آن استفاده شده است که تحولی عظیم در سمعک ایجاد کرد این خانواده از سمعک زیمنس Siemens راحتی شنیداری را برای استفاده کنندگان از سمعک فراهم میکند تفاوت اصلی آن با سمعکهای گروه NX این است که تمرکز کمتری به پردازش صدای خود فرد اختصاص داده است.

این مدل سمعک در 5 سطح تکنولوژی 1، 2، 3، 5 و 7 قرار دارد که تعداد کانالهای سمعک برای پردازش صدا در گروههای مختلف تکنولوژی متفاوت است. ویژگیهای سمعک پرایمس زیمنس شامل:
سمعکهای گروه پرایمکس سیگنیا (زیمنس) از نظر شکل ظاهری به گروههای زیر تقسیم میشوند:
1- Ace primax
2- pure primax
3- cellion primax
4- carat primax
5- motion primax
6- silk primax
7- insio primax
سمعک Ace primax با طراحی بسیار ظریف امکان شنوایی دو طرفه HD را فراهم میکند و با باطری شماره ده استفاده می شود از ویژگی های منحصر به فرد مدل Ace primax امکان ناچ تراپی برای درمان تینیتوس یا وزوز میباشد.
در سمعکهای مدل pure primax امکان استفاده از باطری شارژی و غیر قابل شارژ وجود دارد. امکان ارتباط بی سیم با گوشی هوشمند در این مدل سمعک وجود دارد. سایز باطری سمعک pure primax شماره 312 میباشد و شنوایی الترا HD به صورت دو طرفه برای کاربر فراهم میکند.
سمعک cellion primax زیمنس با باطری لیتیومی یک سمعک شارژی میباشد و تا 24 ساعت بدون وقفه و کاهش شارژ قابل استفاده میباشد. امکان انتقال وایرلس جریان صدا وجود دارد. سمعک cellion primax شنوایی دوطرفه HD را فراهم میکند.
سمعک carat primax جز سمعکهای رسیور در گوش، یعنی سمعک RIC است باطری شماره 13 مناسب این نوع سمعک است. در برخی مدلهای سمعک carat primax امکان اتصال مستقیم به ورودی صوتی وجود دارد. سمعک carat primax وایرلس است و امکان ارتباط بی سیم با اپلیکیشن موبایل برای کنترل صدای سمعک را دارد.
سمعک motion primax از نوع سمعکهای پشت گوشی کلاسیک میباشد امکان شنوایی دوطرفه را برای کاربر فراهم میکند. بهبود چشمگیری در تلاش برای شنیدن برای فرد فراهم میکند. مناسب کم شنوایی ملایم تا عمیق میباشد. سمعک motion primax وایرلس است و قابلیت اتصال به گوشی تلفن همراه بدون سیم را نیز دارد.
ویژگی سمعک های silk primax زیمنس به شرح زیر است:
ویژگی سمعکهای silk primax زیمنس به شرح زیر است:
سمعک Teneo زیمنس برای انواع کم شنوایی مناسب است و پوشش دهی انواع کم شنوایی از متوسط تا شدید و عمیق را دارد. برای همه سطوح کم شنوایی مناسب است از ویژگیهای سمعک Teneo میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
برای مطالعه بیشتر در ارتباط با انواع برند سمعک می توانید مقاله های سمعک برنافن Bernafon و سمعک اینترتون Interton را مطالعه نمایید.
منبع:
سمعک زیمنس teneo محصولی با کیفیت و مرغوب از شرکت معتبر و نام آشنای زیمنس است و با نام تجاری سیگنیا در بازار موجود میباشد. سمعکهای زیمنس در مدلها و شکلهای بسیار متنوعی تولید میشوند و از مدل پشت گوشی گرفته تا مدل نامرئی برای افراد مختلف با میزان شنوایی متفاوت مناسب هستند. برای خرید سمعک زیمنس اصل, از مراکز مطمئن تهیه خریداری کنید.
خانواده سمعک های تنئو با ظرافت در طراحی، کیفیت صدای عالی و تکنولوژی پیشرفته شان، انواع کم شنوایی های را پوشش می دهد.
سمعک زیمنس مدل teneo یکی از پرفروش ترین مدل های برند سیگنیا است که در این مقاله میخواهیم آن را به عزیزان همراه آزمایش آنلاین معرفی کنیم.
سمعکهای مدل teneo طراحی بسیار ظریف و مدرنی دارند و کیفیت صدای آنها بسیار با کیفیت است. در ساخت این مدل سمعک از تکنولوژی پیشرفتهای استفاده شده است و از کم شنوایی ضعیف تا شدید را پشتیبانی میکند.
سمعک زیمنس teneo پاور برای افرادی با کم شنوایی متوسط تا شدید مناسب است و با افزایش تمرکز بر روی گفتار و اصوات موجب میشود تا فرد بتواند صدا را به صورت واضح و شفاف دریافت کند.
سمعکهای زیمنس teneo با استفاده از باتری سمعک زیمنس شماره 13 و باتری سمعک زیمنس شماره 312 کار میکنند. سمعک teneo قابلیت کنترل و کاهش وزوز گوش را دارد و افرادی که به این مشکل دچار هستند میتوانند با استفاده از این سمعک میزان وزوز گوش خود را کاهش دهند.

از مهم ترین امکانات مدل teneo می توان به:
سمعک زیمنس در دو مدل پشت گوشی BTE و RIC موجود است.
مدل پشت گوشی RIC دارای رسیور داخل کانال گوش است و مدل BTE نیز مدل پشت گوشی دیگری است که دارای قالب میباشد.
این مدل سمعک زیمنس دارای میکروفونی است که در داخل مجرای گوش قرار میگیرد و نام آن مخفف عبارت Receiver In the Canal میباشد. این سمعک دارای آمپلی فایر و کانال پردازشگر اصوات است و در پشت گوش قرار میگیرد. برای خرید سمعک زیمنس اصل, از مراکز مطمئن تهیه خریداری کنید.
رسیور آن با فاصله مناسبی از سمعک در داخل گوش قرار میگیرد و این دو بخش با استفاده از یک سیم بسیار ظریف و نازک به یکدیگر متصل شدهاند.
این محصولات دارای ساختاری بسیار شبیه به نمونههای RIC بوده، با این تفاوت که حتی میکروفون آنها نیز درون Shell یا قسمت صدفی سمعک، پشت گوش جای میگیرند
منبع:
استراتژی را می توان راه و روش تحقق ماموریت ها و اهداف سازمان تلقی کرد، به گونه ای که از این راه سازمان، عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدها ) وعوامل داخلی ( قوت ها و ضعف ها) را بررسی و شناسایی کرده و از قوت های داخلی و فرصت های خارجی به درستی بهره برداری نموده، ضعف های داخلی را از بین ببرد و از تهدیدهای خارجی نیز بپرهیزد. در بررسی استراتژی ها درباره شیوه انتخاب استراتژی هایی بحث می شود که می توان بدان وسیله به بهترین شکل ممکن ماموریت سازمان را تحقق بخشید. توجه همزمان به ماموریت سازمان و استراتژی ها و بررسی اطلاعات داخلی و خارجی سازمان ، مبنایی به دست می دهد که میتوان بر آن اساس استراتژی های قابل اجرا را شناسایی و مورد ارزیابی قرار داد.
استراتژی ها باعث می شوند که سازمانها با طی مراحل تدریجی از حالت کنونی خود پا فراتر گذاشته و به جایگاه مورد نظر ( در آینده ) دست یابند. تجزیه و تحلیل موقعیت ( داخلی و خارجی ) و در نظر داشتن ماموریت سازمان، برای بررسی و انتخاب استراتژی ضروری است. با وجود این که مطلب فوق تا حدود زیادی صحت دارد ولی باید توجه داشت هر سازمانی که متولد می شود و دوره عمر خود را تا مرحله زوال طی می کند همواره هدف مشخصی دارد و آن تداوم حیات و کسب موفقیت (رشد وبقا) روز افزون می باشد که البته به دنبال این اهداف، اهدافی چون ارایه محصولاتی با کیفیت و قیمت مناسب، جلب رضایت مشتریان، توجه به جامعه و تصورات عموم، منتفع ساختن ذینفعان و … مطرح می شود و در سایه رقابت فزاینده در بازار و تلاطمات محیطی، نگرش بلندمدت، گرایش به محیط، عملکردی بهتر از رقبا، تنوع فعالیت ها و ۰۰۰ ضرورت پیدا می کند.
بنابراین با وجود منحصر به فرد بودن ماموریت، اهداف و فعالیت های سازمانی، همه آنها در حالت کلی در هر زمینه ای که فعالیت داشته باشند به دنبال بقا و پیشرفت هستند. براین اساس، می توان استراتژی های سازمان ها را در حالت کلی در هر زمینه ای که فعالیت داشته باشند در شرایط مختلف محیطی و داخلی برای رسیدن به اهداف پیشرفت ، حفظ وضع موجود یا پسرفت در سطح مختلف تقسیم بندی کرد. انواع استراتژی های اصلی سازمان برای هر کسب و کار نیز بر همین اساس شکل گرفته است.
سطح کلان نگر هر بنگاه اقتصادی یا کسب و کار، برای تعیین انواع استراتژی های مختلف در سطح کلان شرکت یا سازمان، بایستی چشم انداز و ماموریت سازمان و عوامل محیطی و داخلی آن در نظر گیرد و متناسب با آنها اهداف بلند مدت تنظیم شده و انوع استراتژی های کارآمد بررسی و انتخاب شوند که در نهایت، موفقیت مجموعه شرکت را به ارمغان آورد. در سطح کسب و کار نیز با توجه به چشم انداز و ماموریت کلی وهمچنین با توجه به انواع استراتژی هایی که برای سطح کل شر کت انتخاب شده اند و با در نظر داشتن عوامل داخلی و خارجی واحد مورد نظر، استراتژی هایی تدوین می شوند که در قالب استراتژی کلی سازمان منجر به موفقیت واحد در میدان رقابت شود. جهت اطلاع از عارضه یابی سازمان، به سایت دیباگ مراجعه کنید.
در سطح وظیفه ای نیز به همین شکل و با توجه به مواردی که در سطوح بالا تعیین شده اند و با در نظر داشتن عوامل آن سطح ، استراتژی هایی تدوین می شوند که باعث موفقیت واحد های وظیفه ای از یک طرف و واحد تجاری استراتژیک مربوطه و شرکت مادر از طرف دیگر شود. به خاطر شباهت موجود بین سطح کل شرکت و سطح کسب و کار (واحد تجاری استراتژیک)، اغلب دسته بندی های استراتژی در هر دو سطح قابل به کار گیری است. استراتژی های کل شرکت را در میتوان به سه دسته زیر طبقه بندی کرد:

از آنجا که هر واحد تولیدی یا خدماتی باید از یک استراتژی در سطح بنگاه پیروی کند تا موقعیت رقابتی اش را تحکیم بخشد هر شرکت باید در مورد این که میخواهد رشد کند یا خیر، تصمیم گیری کند ، لذا باید به سه پرسش زیر پاسخ بدهد:
استراتژی هدایتی یک شرکت از سه جهت گیری کلی به سمت رشد (که اصطلاحا” استراتژی های اصلی نامیده می شوند)، تشکیل می شود:
هریک از این استراتژی ها خود به چند استراتژی دیگر، قابل طبقه بندی هستند که در ادامه انواع استراتژی های رشد، کاهش و ثبات را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
انواع استراتژی های ثبات و دسته های مختلفی از آن ممکن است طوری برای یک جذاب باشد که یک شرکت، استراتژی ثبات را بر استراتژی رشد، ترجیح و به فعالیتهای فعلی خود ادامه بدهد، بدون اینکه تغییر مهمی در آنها بدهد. شرکتی که موفق است و در محیط قابل پیش بینی و با ثبات فعالیت می کند، میتواند از یکی از انواع استراتژی های ثبات استفاده کند. استراتژی ثبات در کوتاه مدت میتوانند خیلی مفید باشند اما در عین حال و به خصوص اگر برای مدت زمان طولانی دنبال شوند، میتوانند خطرناک باشند. متداول ترین و مورد استفاده ترین انواع استراتژی های ثبات عبارتند از: استراتژی توقف / آغاز محتاطانه، استراتژی عدم تغییر و استراتژی سود که در ادامه به بررسی هر یک از آنها خواهیم پرداخت.
در واقع استراتژی عدم تغییر، تصمیم بر انجام ندادن کار جدیدی است، یعنی تصمیم به ادامه عملیات و سیاست های فعلی به خاطر اینکه آینده قابل پیش بینی نیست. اگر چه به سختی میتوان نام آن را استراتژی نهاد، موفقیت این استراتژی در روی ندادن تغییر مهمی در موقعیت شرکت است. موقعیت رقابتی مناسب شرکت در یک صنعت و وجود محیطی ثابت، شرکت را به ادامه وضعیت و فعالیت های فعلی اش ترغیب می کند و تغییر محدودی در اهداف سود و فروش خود اعمال می کند. شرکت هیچ فرصت یا تهدید بارز و مشخصی را مشاهده نمی کند و نقطه ضعف یا نقطه قوت برجسته ای ندارد. در این صنعت، رقبای مقتدر جدیدی وارد نمی شوند. شرکت سود آوری خوبی دارد و بازار محصولاتش با ثبات است. آرامش محیط ، باعث می شود که مدیران شرکت استراتژی عدم تغییر را دنبال کنند.
این استراتژی در واقع نوعی فرصت یا وقفه است، فرصتی برای استراحت و تجدید قوا قبل از ادامه هریک از استراتژی های رشد یا کاهش. وقتی شرکتی که برای مدت زمان زیادی از نرخ رشد سریعی برخوردار بوده است با آینده ای مبهم و غیرقابل پیش بینی مواجه می شود، میتواند از این استراتژی بعنوان یک استراتژی موقتی استفاده کند و منابع خود را ترمیم و متمرکز کند. بعبارت دیگر تا بهبود اوضاع محیط ، میتوان از این استراتژی استفاده کرد.
استراتژی سود، تصمیمی است مبنی بر انجام ندادن کاری جدید در وضعیتی که در حال بدتر شدن است. اما شرکت در عین حال طوری عمل می کند که انگار مشکلاتش موقتی اند. استراتژی سود عبارت است از تلاش برای حمایت مصنوعی از سودها، در حالی که میزان فروش شرکت براثر کاهش سرمایه گذاری و مخارج احتیاطی در کوتاه مدت، در حال کاهش است. ممکن است نقش هیئت مدیره و مدیران ارشد عوض شود و به جای اعلام وضعیت بد شرکت به سهامداران و جامعه سرمایه گذار، تصمیم بگیرند از این استراتژی استفاده کنند.
در این نوع استراتژی، مدیران سعی می کنند تا محیط خشن و نامناسب را عامل مشکلات شرکت معرفی می کنند . (مثل سیاستهای ضد تجارت دولت، مشتریان همیشه ناراضی، یا وام دهندگان حریص)، در این نوع استراتژی، مدیران در تلاشند تا اقدام به تعویق انداختن سرمایه گذاری کنند و یا هزینه هایی چون تحقیق و توسعه، تعمیر و نگهداری و تبلیغات را قطع نمایند، تا بتوانند طی این دوره سخت، ثبات در روند سود آوری را حفظ کنند. حتی ممکن است، شرکت یکی از خطوط تولیدی را برای کسب وجه نقد بیشتر ، به فروش برساند، به طور مشخص استراتژی سود تنها به شرکت کمک می کند تا یک دوره دشوار و موقتی را به سلامتی بگذراند.
متاسفانه استراتژی سود ، اغوا کننده است و اگر مدت زیادی پیروی و استفاده شود، آسیب جدی به موقعیت رقابتی شرکت وارد خواهد ساخت. بنابراین استراتژی سود، در واقع پاسخ کوتاه مدت مدیران شرکت به موقعیت بد جاری است.
بهترین استراتژی ها در سطح بنگاه برای مؤسسات تجاری ، آنهایی هستند که موجب رشد و افزایش در فروش، دارایی ها ، سودها یا ترکیبی از برخی با همه آنها می گردد دو استراتژی رشد اصلی وجود دارد که عبارت اند از استراتژی تمرکز و استراتژی تنوع که به صورت اجمالی، اینطور تعریف می شوند.
استراتژی تمرکز: در این استراتژی بر روی یک خط تولید یا صنعت تمرکز می شود.
استراتژی تنوع: در این استراتژی با تولید محصولات دیگر با ورود به صنایع دیگر تنوع ایجاد می شود. این استراتژی ها را میتوان به دو صورت اجرا کرد. بصورت داخلی یعنی از طریق سرمایه گذاری در طراحی و توسعه محصول جدید؛ و بصورت خارجی یعنی از طریق ادغام، بعبارتی دیگر خریداری شرکت های دیگر یا برقراری ائتلاف های استراتژیک با آنها. در ادامه به تعریف ادغام خواهیم پرداخت.
ادغام تعاملی است که دو یا چند شرکت را در بر می گیرد و طی آن سهام این شرکت ها مبادله می شود و در نهایت فقط یکی از آن شرکتها باقی می ماند . ادغام ها معمولا” بین شرکتهای هم اندازه و آنهایی که رابطه خوبی با هم دارند صورت می گیرد. خریداری، عبارت است از خریداری یک شرکت به طور کامل توسط شرکت دیگر. در این حالت شرکت خریداری شده نقش شرکت تابعه یا بخشی از شرکت خریدار را ایفا می کند. خریداری، معمولا” بین شرکت ها به اندازه های مختلف روی می دهد و ممکن است دوستانه یا خصمانه صورت پذیرد.
خریداری های خصمانه را اغلب بلعیدن می نامند. زمانی که یک شرکت بزرگی شرکت کوچکی را علیرغم رضایت آن خریداری کند، گفته می شود که شرکت مورد نظر بلعیده شده است. یک ائتلاف استراتژیک عبارت است از مشارکت دو یا چند شرکت یا واحد تجاری با یکدیگر برای دستیابی به اهداف مهم استراتژیک که برای همه شرکا سودمند خواهد بود.
اگر خطوط تولید فعلی شرکت از پتانسیل لازم برای رشد برخوردار نباشد، مدیریت شرکت میتواند استراتژی تنوع را انتخاب کند. دو نوع اصلی استراتژی های تنوع عبارتند از : تنوع همگون و تنوع ناهمگون.
اگر شرکت دارای خطوط تولیدی ای باشد که این خطوط، قابلیت بالقوه ای برای رشد و توسعه داشته باشند ، تمرکز منابع روی آن خطوط تولید، اتخاذ استراتژی رشد را معقول وممکن می کند. دو استراتژی اساسی تمرکز عبارتند از : استراتژی یکپارچکی عمودی و استراتژی یکپارچکی افقی.
وقتی که موقعیت رقابتی شرکت در برخی موارد یا همه خطوط تولیدش به حدی ضعیف است که باعث ضعیف شدن عملکرد آن میشود، مدیران ترغیب می شوند استراتژی عقب نشینی را انتخاب کنند، به عبارت دیگر وقتی فروش شرکت در حال کاهش است و سود آن در حال تبدیل شدن به زیان می باشد، ممکن است مدیران شرکت این استراتژی را انتخاب کنند. این دسته از استراتژی ها، فشار زیادی برای بهبود عملکرد وارد می کنند. مدیر عامل شرکت مثل مربی یک تیم فوتبال بازنده تحت فشار قرار دارد تا هر چه سریع تر کاری انجام بدهد والااخراج خواهد شد. مدیریت شرکت در تلاش برای حذف نقاط ضعفی است که شرکت را به این روز بد انداخته، او میتواند از یکی از انواع استراتژی های کاهش را استفاده کند . این استراتژی ها عبارتند از : استراتژی تغییر جهت استراتژی فروش/واگذاری و استراتژی ورشکستگی/تصفیه (انحلال).
وقتی شرکتی در بدترین شرایط ممکن قرار می گیرد ، موقعیت بسیار ضعیفی در صنعت دارد و آینده درخشانی هم ندارد، مدیران آن چند راه محدود پیش رو دارند که همه آنها نیز ناگوار و ناراحت کننده اند. از آنجا که هیچکس حاضر به خریداری یک شرکت ضعیف در صنعتی ناجذاب نیست، شرکت باید از استراتژی ورشکستگی یا تصفیه استفاده کند. بر اساس استراتژی ورشکستگی، مدیران شرکت را در اختیار دادگاه می گذارند تا دادگاه از محل فروش آن بدهی ها و تعهدات شرکت را تصفیه کند. مدیران ارشد شرکت امیدوارند که پس از اعلام ورشکستگی، قوی تر گردند و بتوانند در صنعتی جذاب تر فعالیت خود را از سر گیرند.
وقتی که موقعیت رقابتی شرکت در صنعت خود ضعیف است و در عین حال نه میتواند عقب نشینی کند و نه اسیرشرکتی دیگر بشود ، مدیران آن چاره ای ندارند جز اینکه شرکت را به فروش برسانند و آن صنعت را ترک کنند. در استراتژی فروش، کل شرکت فروخته می شود. چنانچه مدیران شرکت بتوانند سهامداران را قانع سازند و شرکت خریدار نیز قیمت خوبی بپردازد، فروش کل شرکت منطقی و معقول به نظر می رسد. اگر فعالیت های شرکت متعدد باشد، ممکن است مدیران آن استراتژی واگذاری را انتخاب کنند، یعنی یکی از واحدهای فعالیت خود را به فروش برسانند.
استراتژی تغییر جهت بر بهبود و ارتقای کارایی عملیاتی تاکید می کند. وقتی که مشکلات شرکت فراگیر است اما هنوز بحرانی نیست، استفاده از این استراتژی معقول و منطقی است. این استراتژی که همانند یک رژیم غذایی است، دو مرحله اساسی دارد: مرحله کوچک سازی و مرحله تثبیت.
کوچک سازی: تلاش اولیه ای است برای جلوگیری از بدتر شدن وضعیت از طریق کاهش در اندازه و هزینه های شرکت.
تثبیت: عبارت است از اجرای یک برنامه برای تثبیت شرکت کوچک تر شده کنونی.
برای هموار کردن روند انجام فعالیت ها در شرکت، مدیران شرکت برنامه ای تهیه می کنند تا هزینه های سربار غیر ضروری را کاهش داده و هزینه های فعالیتهای عملیاتی را توجیه کنند. این مرحله برای سازمان بسیار حیاتی است. اگر مرحله تثبیت به درستی اجرا نگردد، بسیاری از بهترین کارکنان شرکت، آن را ترک خواهند کرد.
البته اگر همه کارکنان در اجرای این استراتژی مشارکت کنند، شرکت جدیدی که پس از گذر شرکت قبلی از این شرایط سخت و پس از اجرای استراتژی کاهش باقیمانده است، بسیار قوی تر و سازمان یافته تر خواهد بود. در چنین حالتی شرکت موقعیت رقابتی اش را بهبود بخشیده است و می تواند دوباره فعالیت های خود را توسعه بدهد.
استراتژی سرپرستی، شرکت را از حیث منابع و توانمندی های قابل استفاده آن در ایجاد ارزش و هم افزایی مورد نظر مدیران، مورد توجه قرار می دهد . بنابر نظر کمپل، گولد والکساندر شرکت هایی که به چند فعالیت می پردازند از طریق سرپرستی فعالیت های خود ارزش خلق می کنند؛ بهترین شرکتهای مادر می توانند در مقایسه با رقبای خود، ارزش بیشتری خلق کنند به شرط آنکه مالکیت آن فعالیت در اختیارشان باشد. این شرکت ها همان چیزی را دارند که ما به آن مزیت سرپرستی می گوییم. سرپرستی با تمرکز بر شایستگی های محوری و اصلی شرکت مادر و همچنین ارزش حاصل از ارتباط بین شرکت مادر و واحدهای تجاری اش، استراتژی بنگاه را خلق می کند.
وقتی شرکت در چند مرکز اصلی فعالیت دارد، شرکت مادر از قدرت زیادی برخوردار می باشد. اگر مهارتها و منابع شرکت مادر با نیازها و فرصت های واحدهای تجاری، تناسب داشته باشد؛ در این صورت شرکت میتواند ارزش خلق کند، اما اگر تناسبی خوب بین مهارت ها و منابع با نیازها و فرصت ها برقرار نباشد، ارزش های ایجاد شده از بین می رود. این نوع نگرش به استراتژی بنگا ، بسیار مفید است. زیرا نه تنها به شرکت در تصمیم گیری درباره انتخاب فعالیتهای جدید کمک می کند، بلکه به آن در انتخاب روش مناسب مدیریت فعالیت های موجود نیز کمک می نماید. بنابراین ، وظیفه اصلی شرکت عبارت است از : کسب هم افزایی میان واحدهای تجاری از طریق فراهم آوردن منابع لازم برای واحدها و توزیع مهارت و قابلیتهای میان آنها و هماهنگ کردن فعالیتهای واحدها به منظور ایجاد صرفه جویی های مقیاس ( مثل خرید متمرکز)
کمپل ، گولد و الکساندر معتقدند که برای طراحی استراتژی سرپرستی بایستی سه قدم تحلیلی زیر را برداشت:

مدل دانشگاه اشریج یکی از مدل های کارامد برای طراحی استراتژی سرپرستی است، با استنباط از آنچه که گفته شد، می توان عنوان کرد که با انجام تجزیه و تحلیل های انجام شده به سبک مادری، به طور ضمنی، تجزیه تحلیل پورتفولیو نیز صورت می پذیرد. به عبارتی ساده تر، تجزیه تحلیل مادری جامع تر از تجزیه تحلیل پورتفولیو است. در این قسمت به یکی از ابزارهای مهم تجزیه تحلیل مادری یعنی ماتریس اشریج (Ashridge Portfolio Matrix) پرداخته می شود.
این ماتریس به تحلیل و بررسی پورتفوی کسب و کار هلدینگ (شرکت مادر) بر اساس تناسب میان مهارت ها، منابع و ویژگی های شرکت هلدینگ با فرصت های مادری هر کسب و کار و عوامل کلیدی موفقیت هر کسب و کار (CSF)، می پردازد. تجزیه تحلیل پورتفوی کسب و کارهای هلدینگ از طریق ماتریس مادری، نشان میدهد که کدام یک از واحدهای کسب و کار باید در اولویت جهت گیری های هلدینگ قرار گیرند. این ماتریس گویای این است که اگر بین مهارت ها، منابع و ویژگی های شرکت مادر با عوامل کلیدی موفقیت در آن کسب و کار از یک طرف و بین مهارت ها، منابع و ویژگی های شرکت مادر با فرصت های مادری در واحد کسب و کار از طرف دیگر، تناسب بالایی برقرار باشد، ارزش آفرینی در هلدینگ به طرز قابل ملاحظه ای افزایش می یابد.
بیشتر بخوانید:مدیریت استراتژیک در سازمان های هلدینگ چگونه است؟
منظور از عوامل کلیدی موفقیت، عواملی هستند که در موفقیت هر کسب و کار نقش تعیین کننده و کلیدی دارند. برای مثال، ممکن است حجم بالای منابع مالی، یک عامل کلیدی موفقیت محسوب شده و منشا مزیت رقابتی باشد. منظور از فرصت های مادری در هر کسب و کار، وجود خلا و فرصت هایی در شرکت های تابعه است که شرکت مادر بتواند با اتکا به منابع و مهارت های خود خلا را پر کند. برای مثال، ممکن است یکی از شرکت های تابعه از مهارت فروش ضعیفی برخوردار باشد که در این صورت شرکت هلدینگ با انتقال نیروهای فروش متخصص خود از یک شرکت به شرکت تابعه دیگر می تواند خلا مهارتی را از بین ببرد. با مشخص شدن مفهوم عوامل کلیدی موفقیت و فرصت های مادری، به اختصار خانه های چهارگانه ماتریس مادری تشریح می شود: قلمرو محوری (کسب و کارهای اصلی)، دیار غربت، دام ارزشی و حوزه تعادل و آرامش است که در ادامه به معرفی هریک از آنها خواهیم پرداخت.
از دیدگاه کمبل، گولد و الکساندر کسب و کارها یا شرکت های تابعه ای که در گوشه سمت راست ماتریس مادری قرار می گیرند باید محور اصلی آینده هلدینگ محسوب شوند. کسب و کارهایی که در این ناحیه قرار دارند برای شرکت مادر فرصت هایی را فراهم می کنند تا به اصلاح آنها بپردازد. به علاوه شرکت مادر هم عوامل کلیدی موفقیت در این کسب و کارها یا واحدهای تجاری را به خوبی می فهمد و راه هایی برای پرداختن به آنها دارد. این کسب و کارها باید نسبت به دیگر فعالیت ها در اولویت جهت گیری های هلدینگ باشند.
کسب و کارهای واقع در این ناحیه فرصت های خوبی را برای شرکت هلدینگ جهت توسعه و اصلاح آنها فراهم می کند، اما شرکت مادر نمی تواند عوامل کلیدی موفقیت این واحدها را درک کنند یا درک نادرستی از آن عوامل دارد. در اینجاست که شرکت مادر دچار بزرگترین اشتباه خود می شود و راه های افزایش سوددهی و ارتقای جایگاه رقابتی این کسب و کارها را فرصت های فراهم آمده از طرف شرکت تابعه تلقی می کند. برای مثال با توجه به اینکه شرکت مادر در تولید در سطح جهانی مهارتهایی تردید ناپذیر دارد، تلاش می کند تا شرکت تابعه را نیز به یک تولید کننده با معیارهای جهانی تبدیل کند، غافل از آنکه این شرکت موفقیت اولیه خود را در اثر تولید برای یک بخش محدود بازار کسب کرده است و فعالیت در بخش کوچکی از بازار عامل کلیدی موفقیت این واحد است. شوق کسب سود فوری شرکت مادر را کور می کند و توان آن را در جهت نابودی ارزش های واحد موفق به کار می گیرد.
کسب و کارهای این ناحیه برای شرکت مادر فرصت هایی را برای ارتقا یا بهبود فراهم نمی سازند. به علاوه بین مهارت های شرکت مادر، و عوامل کلیدی موفقیت آنها تناسبی وجود ندارد، بنابراین جزو واحدهای کاهنده ارزش محسوب می شوند. این واحدها معمولا کوچک و باقیمانده برنامه های مدیران ارشد گذشته است، هر چند مدیران هلدینگ ناچسبی و نامربوطی آنها را به مجموعه می پذیرند، اما احتمالا نداشتن خریدار، احساس تعهد مدیران هلدینگ نسبت به مدیران این واحدهای کسب و کار و مسائل متعدد دیگر، حفظ موقت آنها را توجیه می کند. از آنجا که ارزش آفرینی از طریق همکاری هلدینگ با این کسب و کارها متصور نیست، باید قبل از نابودی کامل واگذار شوند.
کسب و کارهای این ناحیه از نظر عوامل کلیدی موفقیت با منابع و مهارت های شرکت مادر تناسب دارند، اما این شرکت ها به دلیل عدم رشد بازار نمی توانند فرصت هایی را برای شرکت مادر فراهم سازند که بتواند در آنها بهبود ایجاد کند. کسب و کارهای این ناحیه موقتا می توانند به عنوان منبع نقدینگی هلدینگ قلمداد شوند، ولی از آنجا که ممکن است تغییرات محیطی این کسب و کارها را به دیار غربت سوق دهد، توصیه می شود که هلدینگ به محض دریافت قیمت بیش از ارزش مورد توقع جریانات نقدی آتی، نسبت به واگذاری یا فروش آنها اقدام کند.
همانگونه که در ماتریس مشاهده می گردد، این مدل در یک دامنه عدم تجانس بین عوامل کلیدی و ویژگی های مادری و در طیف دیگر تناسب بین ویژگیهای مادری و فرصتهای مادری را نشان میدهد که در نتیجه پاینترین سطح عدم تجانس و بالاترین سطح تناسب نشاندهنده بهترین کسب و کار برای یک هلدینگ را نشان می دهد.
آن دسته از شرکت هایی که چندین واحد تجاری یا خط تولید نیز دارند باید از خود بپرسند که چگونه باید آنها را اداره کنند تا عملکرد کلان شرکت تقویت شود. این که چقدر از زمان و سرمایه خود را روی بهترین محصولات و واحدهای تجاری خود صرف کنیم تا از تداوم روند موفقیت آنها مطمئن گردیم؟ و چقدر از زمان و سرمایه خود را روی محصولات جدید و هزینه بری صرف کنیم که بیشتر آنها موفق هم نبوده اند؟
براساس تجزیه و تحلیل پرتفولیو، مراکز اصلی شرکت مانند یک بانکدار داخلی عمل می کنند. در این روش، مدیریت ارشد واحدهای تجاری و خطوط تولید خود را به مثابه یک سری سرمایه گذاری های صورت گرفته فرض می کند که انتظار دارد سود آور و ثمر بخش باشند. در واقع خطوط تولید و واحدهای تجاری مجموعه ای از سرمایه گذاری های شرکت هستند که مدیریت شرکت بایستی سعی کند بیشترین سود را از آنها تحصیل کند. دو روش اصلی و متداول تجزیه و تحلیل پرتفولیو عبارتند از ماتریس رشد بازار و سهم بازار گروه مشاوره ای بوستون وصفحه نمایشگر فعالیت های جنرال الکتریک. استراتژی های عمده ای که یک شرکت ممکن است در نتیجه این تجزیه و تحلیل اتخاذ نمایند، عبارتند از: رشد و توسعه حفظ و نگهداری یا ثبات و کاهش ، واگذاری یا انحلال.
استراتژی کسب و کار بر بهبود موقعیت رقابتی محصولات یک شرکت یا یک واحد تجاری (کالا یا خدمات) در یک صنعت یا یک بخش بازار خاص تاکید می کند. استراتژی کسب و کار نشان می دهد که یک شرکت چطور باید با یک صنعت خاص رقابت با همکاری کند. باید توجه داشت که به لحاظ نزدیکی و شباهت سطح کلان شرکت و سطح کسب کار، ممکن است برخی از انواع استراتژی های گفته شده در در هر دو سطح، با یکدیگر مشابه باشند. انواع استراتژی های سطح کسب و کار عبارتند از: استراتژی های توسعه، استراتژی های رقابتی، استراتژی های همکاری یا ائتلاف های استراتژیک که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد. از طرفی با رشد فضای آنلاین، ارائه استراتژی کسب و کارهای آنلاین نیز باید به طور خاص در این سطح از برنامه ریزی استراتژیک مورد بررسی قرار گیرد و انواع استراتژی آنلاین بطور خاص مورد توجه مدیران قرار گیرد.
در طراحی استراتژی های توسعه برای یک فعالیت تجاری منفرد ، مدیران بایستی تصمیم بگیرند که منابع را به کجا اختصاص دهند ؟ چگونه حوزه کار خود ( محصولات ، بازارها ، نقش های وظیفه ای و فعالیتهای تبدیل منابع ) را در صورت نیاز اصلاح کنند. به طور کلی کسب رشد در کارهای منفرد ممکن است از طریق استراتژی های داخلی یا خارجی صورت پذیرد. استراتژی های توسعه داخلی عبارتنداز : نفوذ در بازار، توسعه بازار و توسعه محصول، استراتژی های توسعه خارجی عبارتند از ادغام افقی و پیمان های استراتژیک.
یکی دیگر از انواع استراتژی های کسب و کار می تواند مشارکتی ( همکاری با یک یا چند رقیب برای کسب مزیت علیه سایر رقبا ) بوده و نشان دهد که یک شرکت چطور باید در یک صنعت خاص، با دیگر بازیگران همکاری کند. از استراتژی های رقابتی برای کسب مزیت رقابتی در یک صنعت، از طریق مبارزه با دیگر شرکت ها استفاده می شود. البته این نوع استراتژی ها، تنها گزینه موجود فرآوری یک شرکت یا واحد تجاری برای رقابتی موفق در یک صنعت نیستند. استراتژی های مشارکتی، آن دسته از استراتژی هایی هستند که برای کسب مزیت رقابتی در یک صنعتی از طریق همکاری، و نه مبارزه با شرکتهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرند به غیر از تبانی میان رقبا که غیرقانونی است.
نوع اصلی استراتژی مشارکتی، ائتلاف استراتژیک می باشد. ائتلاف استراتژیک عبارت است از مشارکت دو یا چند شرکت یا واحد تجاری که اهداف استراتژیک مهمی را بطور مشترک دنبال می کنند و همه آنها از این مشارکت سود می برند. در دنیای تجارت امروز، ائتلاف میان شرکتها یا واحدهای تجاری، امری متداول و مرسوم شده است. برخی ائتلاف ها بسیار کوتاه مدت اند و تنها تا زمانی دوام دارند که یکی از شرکا بتواند جای پایی در بازار جدید پیدا کند. ائتلاف های دیگر ، عمر بیشتری دارند و ممکن است مقدمه ای بر ادغام کامل میان شرکت ها یا دو شرکت تشکیل دهنده ائتلاف باشند. شرکت ها یا واحدهای تجاری ممکن است بنا به دلایل مختلفی یک ائتلاف استراتژیک تشکیل دهند. می تواند برای مواردی مثل کسب تکنولوژی با قابلیتهای تولیدی و دسترسی به بازارهای خاص، کاهش ریسک سیاسی یا مالی و کسب مزیت رقابتی باشد. ائتلاف استراتژیک بین شرکتها و واحدهای تجاری ممکن است خیلی عمیق و مستحکم یا ضعیف و شکننده باشد. انواع ائتلاف ها عبارتند از : کنسرسیوم های خدمات متقابل، شرکتهای مختلط، توافق برسر اعطای امتیاز ساخت و مشارکت در زنجیره ارزش.
این توافق ، موافقتنامه ای است بین شرکت مجوز دهنده و شرکت تحت لیسانس، که بر اساس آن و با موافقت اجازه دهنده ، شرکت دوم میتواند محصولات شرکت اول را در کشور خود تولید کند یا به فروش برسان . شرکت مجوز گیرنده بعنوان پرداخت به شرکت مجوز دهنده تخصص فنی خود را در اختیار او می گذارد . این توافق استراتژی مفید و مناسبی است، بخصوص اگر مارک با نام تجاری مجوز دهنده در کشور مجوز گیرنده به خوبی جا افتاده باشد ، اما در عین حال ممکن است برای شرکت مجوز دهنده صرف نکند یا نتواند خود مستقیما” وارد بازار مجوز گیرنده شود . اما در این استراتژی، همیشه این خطر وجود دارد که شرکت مجوز گیرنده شایستگی ها و توانایی های خود را تا آن جا توسعه دهد که بتواند جای شرکت مجوز دهنده را بگیرد و حتی رقیب او در این صنعت شود. بنابراین، شرکت نباید هرگز اجازه بهره برداری از شایستگی های بارز خود را حتی برای مدتی کوتاه در اختیار دیگران قرار دهند.
استراتژی کسب و کار میتواند رقابتی (مبارزه با تمام رقبا برای کسب مزیت) باشد و نشان دهد که یک شرکت چطور باید در یک صنعت خاص رقابت کند. استراتژی رقابتی، موقعیتی قابل دفاع در یک صنعت ایجاد می کند به نحوی که شرکت میتواند بر رقبای خود غلبه کند.
شرکتهای ژاپنی در پی گسترش حضور خود در بازارهای جهانی به تدریج چهر نوع استراتژی را به کار گرفته اند که از جمله آنان می توان به ایجاد برتری، استراتژی های مشارکتی، است که تعریف هر یک از انان به شرح زیر می باشند:
جستجوی مناطق بی دفاع: شناسایی خلاءهای بازار رقابت که به علت عدم حضور رقبا رها شده است.
تغییر شرایط در گیری و نفوذ: مانند استاندارد کردن محصولات خود، فروش از طریق کانالهای توزیع ویژه که برای رقبای دیگر قابل دسترسی نباشد.
ایجاد برتری: در چند بعد برای مثال همزمان در ابعاد کاهش هزینه، بهبود کیفیت، قالیت اعتماد، فرآیند تولید متمرکز و اعتبار علامت تجاری خود را توانمند ساختن.
رقابت از طریق همکاری: برای مثال همکاری تنگاتنگی با بانک، یا تأمین کنندگان مواد و قطعات و … که معمولا منجر به ایجاد مجتمع های صنعتی یا تجاری می گردد.
مایکل پورتر برای غلبه بر دیگر شرکتهای رقیب موجود در یک صنعت، دو استراتژی رقابتی ژنریک یا عمومی را پیشنهاد می کند. استراتژی هزینه کمتر و استراتژی تمایز محصول. از این جهت، این استراتژی ها را استراتژی های عمومی کسب و کار می گویند که هر شرکت تجاری از هر نوع و اندازه ای که باشند حتی سازمانهای غیر انتفاعی ممکن است از این استراتژی ها استفاده کنند. ترکیب دو نوع بازار هدف با دو استراتژی رقابتی مذکور، به چهار نوع استراتژی عمومی منجر می شود که در نمودار زیر نمایش داده شده است.
وقتی که بازار هدف در هر دو استراتژی تمایز و هزینه کمتر، گسترده تر باشد، این دو استراتژی را استراتژی های رهبری هزینه و تمایز می نامند. وقتی که دو استراتژی مذکور روی یک بخش بازار متمرکز می شوند ( بازار محدود) آن دو را تمرکز بر تمایز ( تمایز محور) و تمرکز بر هزینه ( هزینه محور) می نامند.

کسب برتری رقابتی از طریق تولید محصولی که از دیدگاه مشتریان در مقایسه با محصولات مشابه منحصر به فرد و دارای خصوصیات ویژه باشد. مقصود از استراتژی متمایز ساختن محصول ، این است که محصولات و خدماتی عرضه شود که در صنعت مورد نظر به عنوان محصول یا خدمتی منحصر بفرد تلقی شوند و به مشتریانی عرضه شود که نسبت به قیمت حساسیت چندان زیادی نشان نمی دهند.
کیفیت محصول , قابلیت اعتمادسازی در محصول – حفظ حق الامتیاز – نوآوری محصول – خدمات جنبی – خصوصیات ویژه محصول و خدمات – نام و علامت تجاری – کانال های توزیع ویژه
هدف از این استراتژی برتری در رقابت از طریق تولید محصول با کمترین هزینه ممکن نسبت به رقبا می باشد. بدین منظور روش پیشنهادی پورتر تولید در حجم زیاد و با قیمت کم (که اصطلاحا آن را استفاده از مقیاس وسیع می نامند) می باشد. در این استراتژی شرکت اقدام به تولید و عرضه محصولات استاندارد می کند که بهای تمام شده هر واحد برای مشتری کاهش یابد.
محصول غیر تجملاتی و ساده – سادگی طراحی محصول , کنترل مواد خام – هزینه کم نیروی کار – کمک های دولت – مزیت محل جغرافیایی – نوآوری در تولید – اتوماسیون – خرید دارائیهای ارزان قیمت و کاهش هزینه سربار – صرفه جویی ناشی از منحنی تجربه – صرفه جویی ناشی از تولید در مقیاس
استراتژی تمرکز در بخش معینی از بازار برای محدود کردن دامنه فعالیت با محدود شدن دامنه فعالیت، امکان متمرکز کردن منابع میسر شده و یک برتری رقابتی نسبت به رقبا بدست می آید. مقصود از متمرکز کردن توجه بر محصولات و خدمات خاص این است که نیازهای گروه های کوچکی از مصرف کنندگان تأمین شود.
تنوع بسیار کم در محصولات – بازار محدود و معین – حوزه جغرافیایی محدود فعالیت – تحقیق و توسعه تمرکز یافته بر روی یک محصول
منبع:
در مقاله حاضر به یکی از فازهای اصلی پروژههای مدیریت فرآیند های کسب و کار و به عبارتی نتیجه عملکرد کلی در حوزه فرآیندها پرداخته خواهد شد. این فاز با عنوان بهبود / بازطراحی فرآیندهای کسب وکار معرفی شده است. در این مقاله به چگونگی اجرای این مهم در سازمان از گامهای ابتدایی تا پیاده سازی آن پرداخته میشود؛ اما لازم است در ابتدا تعریفی دقیق و کامل از این گام از پیاده سازی مدیریت فرآیندهای کسب و کار را بررسی نماییم.
بهبود فرآیندهای کسب و کار (BPI) مجموعهای از رویکردها و ابزارها را گویند که مدیران با بکار گیری آنها، به ارتقاء کارایی و عملکرد سازمان خود میپردازند. همانطور که از عبارت “بهبود فرآیندهای کسب و کار” مشخص است، تمرکز اصلی این موضوع روی تغییر در فرآیندهای کسب و کار جهت بهبود اثربخشی آنها میباشد. این اقدام از مناظر مختلف در سازمان به اجرا در میآید که در ادامه بدان پرداخته میشود. سازمانهایی که در آن ها ابزارها و مفاهیم بهبود فرآیند های کسب و کار بکارگرفته میشود، ویژگیهای زیر را دارند:
البته شایان ذکر است که سازمانهایی که برنامهی بهبود فرآیندهای کسب و کار ندارند نیز ممکن است این ویژگیها را داشته باشند؛ اما آنها برنامههای بهبود فرآیندهای کسب و کار را به صورت موردی و غیر یکپارچه انجام میدهند.
بهبود فرآیندهای کسب و کار ابزاری است که میتواند در هر سطحی از سازمان ها بکار گرفته شود. یک مدیر میانی میتواند در سطح واحد خود و یک مدیر ارشد میتواند در سطح کل سازمان از این ابزار برای ایجاد بهبود استفاده نماید. اما آنچه از اهمیت بالایی برخوردار است حفظ یکپارچگی سازمان از منظر فرآیندی و خودداری از عملکرد مستقل در سازمان است.
احساس نیاز برای اقدام به انجام بهبود فرآیندهای کسب و کار در سازمان ها بر اثر رخدادهای مختلفی ایجاد میشود. این رخدادها شامل عدم کارایی ها و مشکلات موجود در عملکرد سازمان میباشد. بطور مثال، کارا که مدیر یک مرکز فروش منطقهای یک شرکت بزرگ فروش محصولات است، متوجه شده است که میزان فروش در شعبهی تحت مدیریت او، تقریبا ۵% کمتر از میزان فروش در دیگر شعب شرکت میباشد. با وجود اینکه کارمندان او به شدت کار می کنند ولی به اهداف خود دست پیدا نمیکنند. کارا تصمیم گرفته است تا فرآیندهای کلیدی سازمان خود (مانند نحوهی محاسبهی حساب مشتریان) را شناسایی نماید تا بررسی کند که آیا میتوان تغییری در جهت بهبود کارایی در فرآیند های شناسایی شده ایجاد نمود یا خیر.
تغییر جدی و بزرگ در چشمانداز کسب و کار نیز میتواند باعث شروع پروژه های بهبود فرآیندها در سازمانها باشند. نمونه هایی در تغییرات در کسب و کار که میتوانند راهاندازهایی برای پروژههای بهبود فرآیند ها باشند، عبارتند از بکارگیری فناوریهای نوین، تغییر ناگهانی در سلایق مشتریان و حضور رقبای جدید در بازار. بطور مثال، مارکوس یکی از مدیران حوزهی منابع انسانی یک شرکت است که در آن کارکنان دارای سهام در سود و زیان شرکت میباشند. اخیرا او به این نتیجه رسیده است که استفاده از اینترنت در انجام امور اداری، میتواند به تسهیل امور بیانجامد. بطور مثال او فکر کرده است که کارمندان میتوانند میزان سهام خود را بصورت آنلاین تغییر داده و باعث کاهش زمان و هزینه در انجام این امر شوند. پیش از این، کارمندان برای ایجاد تغییر در میزان سهام خود باید مدیر واحد منابع انسانی را ملاقات کرده و این فرآیند هزینه بر و زمان بر را طی نمایند. پس از تغییر این فرآیند و مشاهدهی تاثیر مثبت آن روی کارایی، مارکوس تصمیم گرفته است که با استفاده از اینترنت به افزایش کارایی تمام فرآیندهای حوزهی منابع انسانی بپردازد.
یک پروژهی موفق بهبود فرآیند های کسب و کار، شما را قادر میسازد نتایح مثبت فراوانی را برای سازمان خود به ارمغان بیاورید. بطور مثال، بهبود فرآیندهای کسب و کار کمک میکند تا به این درک برسید که واحدهای مختلف سازمان تا چه میزان در برآورده کردن نیازهای مشتری و دیگر واحدهای سازمانی اثربخش عمل میکنند یا اینکه استراتژیهای استخدامی خود را بهگونهای اصلاح نمایید که سطح مهارت و تخصص در سازمان شما افزایش یابد. یا از طریق ساده سازی فرآیندهای پیچیده و پرهزینه، به کاهش زمان و هزینه در سازمان شما کمک نماید و یا فرآیندهای جدیدی را در سازمان مشخص نمایید که در ازای ایجاد بار مالی اندک، سطح خدمترسانی به مشتری را افزایش دهد. بهبود فرآیندهای کسب و کار، مزایای زیادی را برای سازمانها و تیمهای کاری ایجاد مینماید. اما برای ایجاد آن مزیتها شما باید یک رویکرد ساختارمند جهت تحقق پروژهی بهبود فرآیند های کسب و کار را در پیش بگیرید. متخصصین این حوزه شش فاز ذیلالذکر را برای این هدف پیشنهاد مینمایند:
۱_برنامهریزی: یکی از فرآیندهای کسب و کار موجود را با دلایل محکم همچون میزان گلوگاه شناسایی شده در فاز تحلیل فرآیند در فرآیند انتخابی، بررسی امکان ایجاد تغییرات در فرآیند و … برای بهبود انتخاب نموده، محدودهی آن را تعریف نمایید و تیم خود را تشکیل دهید.
اقدامات ذیل این گام به صورت زیر میباشد:
۲_تحلیل : فرآیندی را که به عنوان کاندید برای بهبود انتخاب نمودهاید را بهطور دقیق مورد بررسی و واکاوی قرار دهید. در این بخش تمامی اقدامات تحلیلی صورت گرفته مجدد بررسی و در صورت نیاز از دیگر ابزارهای تحلیلی ممکن نیز برای فرآیند بهره گیری شود.
اقدامات ذیل این گام به صورت زیر میباشد:
۳_بازطراحی: پس از تعیین گلوگاههای فرآیندی که امکان تغییر و اصلاح در آن ها وجود دارد، تغییراتی که میخواهید جهت بهبود، در فرآیند ایجاد نمایید، را مشخص نمایید. جهت اطلاع از عارضه یابی منابع انسانی، به سایت دیباگ مراجعه کنید.
اقدامات ذیل این گام به صورت زیر میباشد:
۴_تأمین منابع: منابع انسانی، تجهیزات و دیگر منابعی که برای ایجاد تغییر مورد نظرتان در فرآیند لازم دارید، فراهم آورید.
منابع مدنظر در این گام از بهبود فرآیند به شرح زیر می باشد:
۵_پیادهسازی: پس از اطمینان از امکان اجرایی و پیاده سازی تغییرات پیشنهادی و مدنظر، تغییرات در فرآیند را عملیاتی نمایید.
اقدامات اجرایی در این گام به صورت زیر میباشد:
۶_بهبود مستمر: به طور مداوم میزان اثربخشی فرآیند را مورد بررسی قرار داده و در صورت نیاز تغییرات مورد نیاز را در فرآیند ایجاد نمایید.
به منظور بهبود مستمر فرآیند مورد نظرتان، شما میبایست اقدامات زیر را انجام دهید:
البته باید دانست که زمانی که شما یک پروژهی کوچک بهبود فرآیند های کسب و کار در واحد سازمانی خود انجام میدهید، الزامی وجود ندارد که تمام شش فاز معرفی شده، بطور واضح و جدا از هم صورت پذیرند و شما میتوانید تمام این فاز ها را به سرعت و به صورت ادغام شده در هم انجام دهید. بطور مثال، فرض کنید شما می خواهید فرآیند تصمیمگیری در واحد سازمانی خودتان را بهبود دهید. در حال حاضر بدین صورت عمل می کنید که پیش از اتخاذ یک تصمیم کلیدی در واحد سازمانی، شما در طول هفته ی قبل، اطلاعات مورد نیاز خود را از تمام افراد واحد سازمانی خودتان، جمعآوری مینمایید؛ اما اخیرا با افزایش تعداد نیروی انسانی واحد سازمانی شما، این فرآیند بسیار طولانی و زمانبر شده است.
شما میتوانید این تغییر ساده را پیشنهاد نمایید؛ به جای فرآیند موجود، کارمندان واحد سازمانی شما موظفاند بصورت هفتگی در جلسهای شرکت نموده و در خصوص موضوعات کلیدی به بحث و گفتگو بپردازند. با این تغییر بخش زیادی از زمان شما آزاد شده و میتوانید دیگر وظایف خود را انجام دهید.
منبع:
https://abpmp-ir.org/the-importance-of-the-business-process-improvement-redesign-phase-in-bpm/